مدح و مرثیۀ حضرت زهرا سلاماللهعلیها ( مصائب کوچه )
دری که بین تو و دشمن است خیبر نیست وگرنه مثـل عـلی هیچکس دلاور نیست بگـو به آن که به قـصـد تو با تـبـر آمـد درخت عمر من اینقـدرها تـناور نیست برای بـغـض عـلـی وقـت دیدنت چیزی به قـدر خـنـدۀ تـلـخ تو گـریـهآور نیست تویی که حضرت ایوب میخورد سوگند به جز تو صبر کسی با خودت برابر نیست چه زخمها که پس از زخمها نخواهی خورد که نیست بار نخـستین و بار آخر نیست هنوز درد تو را روضهخوان نفهمیدهست تویی که فاطمهای، اوج روضهات در نیست |